تبليغاتX
شاهزاده کوچولو - خانواده ی ما

شاهزاده کوچولو

رویای سفید

من منم

یک داداشی دارم که پشم آلوده میباشد.بابایم می گوید:زیرا او دارد مرد میشود.من نمیدانم مگر آدم بزرگ میشود پشم آلوده میشود؟پس کاش کوچول بمانم

مامان گردالویی دارم که از بس گرد شده به صورت بامیه در آمده است!ریق داخل او یک بچه پشم آلودست!!!
یک بابایی دارم که حسابی سبیلست!همش آن را می تابد.بابایی می گوید:تاب میدهم!او خیلی هیکل میباشد...غیرتش باعث شده زیر گلویش باد کند.

یک خواهل دارم که دماغ سر بالا در گلویش گیر کرده است...او هروقت هوا بارانیست می گوید:بی اف عزیزم هوا ۲ نفره است.بیا برویم!من نمیدانم بی اف چیست...فقط میدانم آنها بدون من ددر دوودوور  میروند

یک مادربزرگ پنبه ای دارم که شبیه پشمکست.مامان گردالویم با این حرف به من چشم میرود.من خودم را خیس می نمایمپنبه دنبال آقا میگردد.او بی خواب شده!

من باید بروم.مادر بزرگم باز شکمش بادست.میترسم نتوانم تنفس کنم

باز هم می آیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 14:23  توسط سایه  |